سلام اول چیزای خوب رو مینویسم که بعد برسم به چیزای ناراحت کننده.
یشب سال ۲۰۱۲ رو تو یونیورسال بودیم.همه مردم اونجا جمع شده بودن.کنسرت بزرگی بود و همه شاد بودن. با امیر بودم و خواهرش و دوستش. اتیش بازی شد و همه داد میزدن.خیلی سرو صدا بود.کلی عکس گرفتیم.
خواهر امیر قدش خیلی کوتاه تر از منه...یه جوری میشد وقتی باهم عکس میگرفتیم. کلا تیپش افتضاحه. باورم نمیشه یکی تو امریکا باشه و اینقد بد تیپ باشه.چیز وحشتناکه دیگه این که نگین زده بود به زیر ابروهاش و یکی رو دماغش که خیلی وحشتناکش کرده بود...
دوست امیر چشاش سبز بود و درمقایسه با امیر لاغرتر بود...پسر خونگرمی بود
امیر خوشحال بود.نگاهش پر غرور بود.فکر اینکه من باهاشم و خواهرش و بهترین دوستش باهاشه خوشحالش میکرد.
چندتا باهم عکس انداختم.خوب شده بودن.
مامانم اعصابمو بهم میریزه ازش خوشم نمیاد.تقصیر خودمه که پروش کردم.دیگه باهاش حرف نمیزنم در مورد چیزای خصوصی یم.